حكيم ابوالقاسم فردوسى

761

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

نكردست ياد از تو دستان سام * برادر ز تو كى برد نيز نام تو از چاكران كمترى بر درش * برادر نخواند ترا مادرش ز گفتار او تنگ دل شد شغاد * برآشفت و سر سوى زابل نهاد همى رفت با كابلى چند مرد * دلى پر ز كين لب پر از باد سرد بيامد بدرگاه فرّخ پدر * دلى پر ز چاره پر از كينه سر هم انگه چو روى پسر ديد زال * چنان برز و بالا و آن فرّ و يال بپرسيد بسيار و بنواختش * هم انگه بر پيل تن تاختش ز ديدار او شاد شد پهلوان * چو ديدش خردمند و روشن روان چنين گفت كز تخمهء سام شير * نزايد مگر زورمند و دلير چگونه است كار تو با كابلى * چه گويند از رستم زابلى چنين داد پاسخ برستم شغاد * كه از شاه كابل مكن نيز ياد ازو نيكويى بد مرا پيش ازين * چو ديدى مرا خواندى آفرين كنون مى خورد جنگ سازد همى * سر از هر كسى برفرازد همى مرا بر سر انجمن خوار كرد * همان گوهر بد پديدار كرد همى گفت تا كى ازين باژ و ساو * نه با سيستان ما نداريم تاو ازين پس نگوييم كو رستمست * نه زو مردى و گوهر ما كمست نه فرزند زالى مرا گفت نيز * و گر هستى او خود نيرزد به چيز ازان مهتران شد دلم پر ز درد * ز كابل براندم دو رخساره زرد چو بشنيد رستم بر آشفت و گفت * كه هرگز نماند سخن در نهفت ازو نيز منديش و ز لشكرش * كه مه لشكرش باد و مه افسرش من او را بدين گفته بىجان كنم * بروبر دل دوده پيچان كنم ترا برنشانم بر تخت اوى * به خاك اندر آرم سر بخت اوى همى داشتش روز چند ارجمند * سپرده به دو جايگاه بلند ز لشكر گزين كرد شايسته مرد * كسى را كه زيبا بود در نبرد بفرمود تا ساز رفتن كنند * ز زابل بكابل نشستن كنند چو شد كار لشكر همه ساخته * دل پهلوان گشت پرداخته بيامد بر مرد جنگى شغاد * كه با شاه كابل مكن رزم ياد كه گر نام تو برنويسم بر آب * بكابل نيابد كس آرام و خواب كه يا رد كه پيش تو آيد بجنگ * و گر تو بجنبى كه سازد درنگ بر آنم كه او زين پشيمان شدست * وزين رفتنم سوى درمان شدست بيارد كنون پيش خواهشگران * ز كابل گزيده فراوان سران چنين گفت رستم كه اينست راه * مرا خود بكابل نبايد سپاه زواره بس و نامور صد سوار * پياده همان نيز صد نامدار [ چاه كندن شاه كابل در شكارگاه و فتادن رستم و زواره در آن ] بد اختر چو از شهر كابل برفت * بدان دشت نخچير شد شاه تفت ببرد از ميان لشكرى چاه كن * كجا نام بردند زان انجمن سراسر همه دشت نخچيرگاه * همه چاه بد كنده در زير راه